تبليغاتX
به نام خدایی که در این نزدیکی است
مي توان حقيقتي را دوست نداشت، اما نمي توان منكر آن شد
 داستنان غم انگیز آفرینش انسان

 

# خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.

خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد...

# خدا سگ را آفرید و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.

# سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد.

# خدا میمون را آفرید و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی بود.میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

# و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی و تو بیست سال عمر خواهی کرد.انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.

و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد.

و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند؟؟؟

و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد؟؟؟

و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد!!!

و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند!!!

و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست !!!

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/12/19  |
 جشن غم انگیز زندگی

###  شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شدی تا میتوانی زیبا برقص!  ###            

                                                                   چارلی چاپلین

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/12/19  |
 گاهی ساده ترین پاسخ، بهترین پاسخ است

 

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند.نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست؛ بعد واتسون را بیدار کرد و گفت : نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟!

واتسون گفت: میلیون ها ستاره می بینم !

هلمز گفت: چه نتیجه ای می گیری؟!

واتسون گفت: از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم.از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیرم که زهره در برج مشتری است، پس باید اوایل تابستان باشد. از لحاظ فیزیکی هم نتیجه می گیرم که مریخ در محاذات قطب است، پس باید ساعت حدود سه نیمه شب باشد...! 

شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت: واتسون ! تو احمقی بیش نیستی! نتیجه اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده اند!!!

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/12/01  |
 تحولات باور نکردنی دبی که باید دید و حسرت خورد

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/11/21  |
 قبل از هر کاری کمی فکر کن

 

#امروز قبل از اینکه به گفتن حرفهای ناخوشایند فکر کنی به کسی فکر کن که نمیتواند حرف بزند

#قبل از اینکه از طعم یک غذا شکایت کنی به کسی فکر کن که هیچ چیزی برای خوردن ندارد

#قبل از اینکه از همسرت گله کنی به کسی فکر کن که با گریه از خدا یک همراه و همدم میخواهد

#امروز قبل از اینکه از زندگی شکوه کنی به کسی فکر کن که خیلی زود از دنیا رفته

#قبل از اینکه از بچه هایت گله کنی به کسی فکر کن که آرزوی بچه دار شدن دارد

#قبل از اینکه به خاطر خانه ی به هم ریخته و نامرتب با کسی که آن را تمیز نکرده دعوا کنی به کسانی فکر کن که در خیابان زندگی میکنند

#قبل از اینکه از طولانی بودن مسیری که داری با ماشین طی میکنی بنالی به کسی فکر کن که همین مسیر را مجبور است پیاده طی کند و زمانی که خسته ای و از شغلت ناراضی و گله مندی به کسانی فکر کن که بیکار هستند، به ناتوان ها و اونهایی که آرزو میکنند شغل تو را داشتند.

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/11/21  |
 تقسيم‌بندي انسان‌ها از ديدگاه دكتر شريعتي

 

1-   آنهايي كه وقتي هستند، هستند و وقتي كه نيستند هم نيستند. (حضور عمده آدم‌ها مبتني بر فيزيك است. تنها با لمس ابعاد جسماني آنهاست كه قابل فهم مي‌شوند بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند.)

2-   آناني كه وقتي هستند، نيستند و وقتي كه نيستند هم نيستند (مردگاني متحرك در جهان، خود فروختگاني كه هويتشان را به ازاي چيزي فاني واگذاشته‌اند. بي‌شخصيت‌اند و بي‌اعتبار، هرگز به چشم نمي‌آيند، مرده و زنده‌شان يكي است.)

3-   آنهايي كه وقتي هستند، هستند و وقتي كه نيستند هم هستند (آدم‌هاي معتبر و باشخصيت، كساني كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثير خود را مي‌گذارند كساني كه همواره در خاطر ما مي‌مانند، دوستشان داريم و برايشان ارزش قائليم.)

4-   آنهايي كه وقتي هستند، نيستند و وقتي كه نيستند، هستند (شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوهند كه ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم اما وقتي كه از پيش ما مي‌روند نرم‌نرم و آهسته آهسته درك مي‌كنيم . باز مي‌شناسيم، مي‌فهميم كه آنان چه بودند. چه مي‌گفتند و چه مي‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان اما وقتي در برابرشان قرار مي‌گيريم، گويي قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سكوت مي‌كنيم و غرق در حضور آنان مست مي‌شويم و درست در زماني كه مي‌روند يادمان مي‌آيد كه چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگي هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.)

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/11/21  |
 دنیا را نگه دارید

 

 

مي خواستم زندگي کنم،راهم  را بستند

 ستايش کردم،گفتند خرافات است

عاشق شدم،گفتند دروغ است

 گريستم، گفتند بهانه است

 خنديدم، گفتند ديوانه است

 دنيا را نگه داريد،مي خواهم پياده شوم.

                                              (دکتر علي شريعتي)

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/11/14  |
 آیا می دانید که ......

 

# سوسكها سريعترين جانوران 6 پا ميباشند. با سرعت يك متر در ثانيه.

# خرگوشها و طوطي ها بدون نياز به چرخاندن سر خود قادرند پشت سر خود را ببينند.

# كرگدنها قادرند سريعتر از انسانها بدوند.

# هيچ پنگوئني در قطب شمال وجود ندارد.

# مادر و همسر گراهام بل (مخترع تلفن) هر دو ناشنوا بوده اند.

# كانادا يك واژه هندي به معني روستاي بزرگ ميباشد.

#10 درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باكتريها تشكيل ميدهند.

#11درصد جمعيت جهان را چپ دستان تشكيل ميدهند.

# از هر 10 نفر، يك نفر در سراسر جهان در جزيره زندگي ميكند.

#98 درصد وزن آب از اكسيژن تشكيل يافته است.

# يك اسب در طول يك سال 7 برابر وزن بدن خود غذا مصرف ميكند.

# رشد دندانهاي سگ آبي هيچگاه متوقف نميگردد.

# قلب وال ها تنها 9 بار در دقيقه ميتپد.

# يك خرس بالغ قادر است با سرعت يك اسب بدود.

# قلب يك جوجه تيغي در حالت عادي 190 بار در دقيقه ميزند كه در دوران خواب زمستاني به 20 بار در دقيقه كاهش مي يابد.

# اسبها قادرند در حالت ايستاده بخوابند.

# كانگروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند.

# قلب ميگو در سر آن واقع است.

# گونه اي از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گيري كند.

# يك كوه آتشفشان قادر است ذرات ريز و گردوغبار را تا ارتفاع 50 كيلومتري به فضاي اطراف پرتاب كند.

# داركوب ها قادرند 20 بار در ثانيه به تنه درخت ضربه بزنند.

# سالانه 500 فيلم در امريكا و 800 فيلم در هند ساخته ميگردد.

# آدولف هيتلر گياهخوار بوده است.

# تمامي پستانداران به استثناي انسان و ميمون كور رنگ ميباشند.

# عمر تمساح بيش از 100 سال ميباشد.

# تمام قوهاي كشور انگليس جزو دارايي هاي ملكه انگليس ميباشند.

#موريانه ها قادرند تا 2 روز زير آب زنده بمانند.

# مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد و تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي متفاوتي مي يابند.

# فيلها قادرند روزانه 60 گالن آب و 250 كيلو گرم يونجه مصرف كنند.

# اختراع پيچ گوشتي پيش از پيچ صورت گرفت.

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/11/14  |
 پیری دلیل مرگ نیست
شيوه‌هاي گوناگوني براي طفره‌رفتن از اين كلاف مرگ وجود دارد، اما در واقع مردم به علت جراحت(سقوط يا تصادف) يا بيماري(مثلاً سرطان) مي‌ميرند.هيچ كس به علت سن بالا نمي‌ميرد. معمولا وقتي گفته مي شود شخصي به علت "سن بالا" فوت كرد، معنايش اين است كه او به علت يكي از بيماري‌هايي كه در سنين بالا شايع است درگذشته است.در حالي كه بسياري از افراد سالمند از مشكلات بهداشتي رنج مي‌برند، بيماري همراه خودكار پيري نيست و سالمندان اكنون بيش از پيش طولاني‌تر و سالم‌تر زندگي مي‌كنند. همانطور كه جواني تضمين‌كننده سلامت كامل نيست، پيري نيز ضرورتا به معناي زوال سلامت نيست.درست است كه سلول‌هاي زنده طول عمر محدودي دارند، اما اين محدوديت به معناي آن نيست كه ارگانيسم صرفاً به علت پيرشدن سلول‌هايش مي‌ميرد.در عوض جهش‌هاي زنتيكي، بيماري‌ها، تاثيرات آسيب‌رسان محيط زيست مي‌توانند يك اختلال يا بيماري معين را جلو بيندازند. هر چه افراد پيرتر مي‌شوند،سلول‌هايشان به خوبي قبل كار نمي‌كند، و نمي‌توانند مانند زمان‌هاي پيشين بيماري‌ها را مهار كنند يا ترميم شوند. اما هيچكس صرفاً به علت سالمندي نمي‌ميرد.
|+| نوشته شده توسط رویا در 86/11/08  |
 عشق، برتر از پيروزي است،7 راز ازدواج موفق

زوج‌هاي موفق خواسته‌ها و انتظارات خود را به صراحت مي‌گويند. زوج‌هاي موفق قبل از ازدواج، توقعاتي كه از يكديگر دارند مطرح مي‌كنند، اگر توافق اساسي با هم ندارند (براي مثال مرد فرزند مي‌خواهد ولي خانم مخالف است)، مي‌توانند به شروع و يا خاتمه ازدواج به طور جدي فكر كنند. بعد از ازدواج، زوج‌هاي موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت مي‌كنند و اگر اختلافي پيش آمد، آن را به زمان ديگري موكول مي‌كنند تا همديگر‌ ‌را درك كنند و به توافق برسند. 2- زوج‌هاي موفق فرديت خود را حفظ مي‌كنند. بعد‌ ‌از ازدواج استقلال زوج‌ها كم مي‌شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز‌ ‌وابستگي بيشتر مي‌شود و گاهي افراد احساس خستگي مي‌كنند. زوج‌هاي موفق مي‌دانند حتي‌ ‌اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهي احساس خستگي مي‌كنند. آنان يكديگر را تشويق مي‌كنند تا هميشه ما نباشند و زماني هم براي خود داشته باشند و به كارهاي مورد علاقه خود بپردازند.بدين ترتيب زوج فرديت خود را حفظ مي‌كند و زندگي، شاداب مي‌شود‌. 3- زوج‌هاي موفق همديگر را مركز توجه قرار مي‌دهند. آنان همديگر را دست كم‌ ‌نمي‌گيرند و هميشه به فكر خوشبختي همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال‌ ‌پس از ازدواج مانند سال‌هاي اول به هم توجه نمي‌كنند. ولي زوج‌هاي موفق، كارهاي‌ ‌كوچك نظير اولويت قرار دادن نيازها و كارهاي همسر و كارهاي بزرگ نظير احترام و گوش‌ ‌كردن به حرف‌هاي هم را مدنظر قرار مي‌دهند. ازدواج درياي تغييرات است. شما اغلب‌ ‌فراموش مي‌كنيد همسرتان مهم است و به او توجه نمي‌كنيد. درعوض به كار، سرگرمي‌و‌ ‌دوستان اهميت مي‌دهيد ولي زوج‌هاي موفق همديگر را مركز توجه قرار مي‌دهند. 4- زوج‌هاي موفق روش‌هاي حل اختلاف را مي‌آموزند. جان گاتمن روانشناس كه 20 سال‌ ‌زندگي زوج‌ها را مطالعه كرده، عامل اصلي موفقيت يا شكست ازدواج را توانايي، يا عدم‌ ‌توانايي حل اختلافات مي‌داند. حتي اگر همسرتان و شما كاملاً با هم يكي باشيد، گاهي‌ ‌با نظر هم موافق نيستيد و اين مخالفت باعث ناراحتي مي‌شود. نبايد به اعتياد، خشونت‌ ‌و... رو بياوريد. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، بايد آن را حل كنيد. زوج‌هاي موفق با هم صحبت مي‌كنند، حتي اگر احساس بدي نسبت به هم دارند. آنان در‌ ‌مورد اختلافات و مخالفت‌ها با هم مذاكره مي‌كنند تا به نتيجه عادلانه برسند. آنان‌ ‌از يكديگر حمايت مي‌كنند و غـُر نمي‌زنند. آنان مي‌پذيرند در مواردي عشق، برتر از پيروزي است.

5- زوج‌هاي موفق با هم رشد مي‌كنند. مسلماً فردي كه امروز با او ازدواج مي‌كنيد10 سال آينده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغيير مي‌كنيد. به ويژه‌ ‌در شرايط سخت زندگي مانند از دست دادن والدين. زوج‌هاي موفق مي‌دانند كه يكي يا هر‌ ‌دو در طول زندگي تغيير مي‌كنند و قواعد عوض مي‌شود. پس لازم است تغيير كنيد تا‌ ‌بتوانيد روابط در حال تغيير را عوض كنيد. 6- زوج‌هاي موفق براي حفظ روابط مي‌كوشند. زوج‌هاي موفق به طور منظم وضعيت زندگي خود را بررسي كرده و با هم صحبت مي‌كنند تا از شادي و رضايت هر دو از زندگي مشترك مطمئن شوند. اگر يكي، يا هر دو شما‌ ‌از زندگي مشترك ناراضي هستيد، مشكلتان را حل كنيد‌. ‌7- از مراجعه به مشاور خجالت‌ ‌نكشيد. زوج‌هاي موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمي‌كنند. آنان مي‌كوشند كه مشكلات را در اولين فرصت حل كنند.

مشكلات زندگي در سال‌هاي‌ ‌اوليه

مشكلات زندگي در سال‌هاي اوليه را مي‌توان به دو دسته عمده تقسيم كرد‌:‌

1 - مشكلات اقتصادي:

مشكلات اقتصادي مانند تهيه مسكن، هم سطح نبودن ميزان دخل و خرج، مشكل اشتغال و‌.... ‌اينگونه مشكلات در‌ ‌آغاز هر زندگي نوپايي وجود دارد، چيزي نيست كه نتوان آن را برطرف كرد. در اين ميان‌ ‌زن و مرد با درايت، كارداني، مديريت صحيح و چشم پوشي از خواسته‌هاي نابجا، قادر به رفع مشكلات اقتصادي خويش هستند. در اين مورد زن نقش عمده و مهمي‌برعهده دارد، چرا‌ ‌كه او مي‌تواند با مراعات اقتصاد خانواده و كاستن از مخارج غير ضروري، به شوهر خويش‌ ‌كمك كند و باري از دوش او بردارد.زن و شوهر مؤمن به خوبي مي‌دانند كه در پي هر دشواري، آساني و راحتي است و بر همين اساس دل به آينده مي‌بندد و مشكلات را بر خود‌ ‌هموار و آسان مي‌كنند‌.

2- مشكلات رواني، اخلاقي و عاطفي:

دسته دوم، مشكلات‌ ‌رواني، اخلاقي و عاطفي مربوط به روابط مابين زن و شوهر جوان است. اين مشكلات بيشتر‌ ‌ناشي از چشم و هم چشمي‌ها، دخالت ديگران در زندگي، آداب و رسوم دست و پاگير،‌ ‌حساسيت‌هاي بي جا و بي مورد، فشارهاي رواني ناشي از خستگي‌ها و ديگر موارد است كه‌ ‌زندگي زناشويي را دچار بحران مي‌كند. مهمترين عامل مشكلات رواني، عاطفي و اخلاقي را مي‌توان عدم شناخت همه جانبه يكديگر دانست. اين مسأله كه ريشه اي ترين عامل در‌ ‌اختلافات خانوادگي است اگر به درستي شناخته نشود و براي حل آن اقدام اساسي صورت نگيرد، زندگي را در آينده دستخوش ناآرامي‌مي‌كند‌.‌در سالهاي اول ازدواج است كه زن و شوهر جوان خودآگاه يا ناخودآگاه به يكديگر توجه بيشتري نشان مي‌دهند و براي‌ ‌رضايت ديگري از خواست خود مي‌گذرند و به نظر ديگري تن مي‌دهند. زيرا آنان به خوبي‌ ‌دريافته اند كه ازدواج به معناي واقعي، نوعي همكاري و تشريك مساعي طرفين براي‌ ‌پيشبرد اهداف جامعه و خانواده و قراردادي است كه دو انسان همدم و هم گام سعي بر حل مشكلات خود دارند‌.‌
|+| نوشته شده توسط رویا در 86/11/05  |
 از خدا خواستم
من از خدا خواستم،نغمه هاي عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مراهرگز فراموش نكني وببيني كه سايه ام به دنبالت است تا هرگزنپنداري تنهايي.ولي اكنون تو رفته اي ،من هم خواهم رفت ،فرق رفتن تو با من اين است كه من شاهد رفتن تو هستم .

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/11/03  |
 دقايقي قبل از اينكه جهان به پايان برسد چه كار مي‌كنيد؟

 سياره‌اي در حال برخورد به زمين است و يك ساعت بيشتر زمان باقي نيست. در آخرين شصت دقيقه باقي مانده از عمرتان چه كار مي‌كنيد؟ اين سوالي بود كه در يك نظر سنجي از مردم انگليس پرسيده شد. جواب‌ها جالب توجه بودند.

به نقل از خبرگزاری رويترز اكثر مردم(54 درصد) گفتند دوست دارند 60 دقيقه آخر زندگيشان را با كساني كه دوستشان دارند بگذرانند و يا با آنها تلفني صحبت كنند.

 13 درصد جواب دادند ترجيح مي‌‌دهند آرام بنشينند، تسليم سرنوشت شوند و يك شيشه مشروب نوش جان كنند.

 اعمال جنسي براي 9 درصد جالب توجه بود و تنها 3 درصد تمايل به دعا به درگاه الهي داشتند.

2درصد از آنها گفتند به دنبال غذايي چرب و لذيذ مي‌روند تا در ساعت آخر عمرشان بخورند و 2درصد ديگر غارت اموال عمومي را ترجيح مي‌دادند.

دقايقي قبل از اينكه جهان به پايان برسد، شما چه كار مي‌كنيد؟

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/11/01  |
 بابا منتظرم بمون
خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی غم و غصه
دیگه کابوس زمستونو نمی بینی
توی خواب گلای حسرت نمیچینی
بابای عزیزم این روزها برای دیدنت لحظه شماری می کنم.دقیقا مثل زمانیکه از سفر می اومدی و من شانه های گرم و با محبتت را در آغوش می گرفتم و با خوشحالی گریه می کردم.اما الان نه از  شادی خبری است و نه از خنده های که از دیدن آن لب هایت قرمز می شد.آخرین بار که صورت کبودت را دیدم دل آشوبی گرفتم که هیچ کس قادر به درک اون نیست.خدایا اگر لحظه ای اکسیژن رو از  قلب پدرم  دریغ نمی کردی من به این روز نمی افتادم.روزی که هر دقیقه طلب مرگ کنم.بابا من دارم از دوریت میمیرم.دوست دارم بیام پیشت و دیگه فرصت ها رو از دست ندم.بابا جون چرا صبر نکردی تا دخترت برای آخرین بار چشمان بازت رو ببینه و در کنارت باشه.بابا اون لحظه ها و خوابیدن در کنار بدنی که دیگه نمی تونه با من حرف بزنه قلبم رو می شکنه و زندگیم رو سردتر می کند.الان یاد اشک های خودت افتادم که روز عقد من جاری شد و چشمان زیبایت را قرمز کرد.خاطرات خوبت و خوب بودن تو را نمی توان فراموش کرد.
|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/25  |
 دوری
زندگى سخت نيست ما سختش ميکنيم. عشق قشنگ نيست ما رنگش ميکنيم. دل هيچکس بد نيست ما سنگش ميکنيم.
|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/24  |
 خدایا شکر .....

روزی مردی خواب عجیبی دید.

دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند.

مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.

مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟

فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند:  خدایا شکر

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/24  |
 لبخند تو در قاب دلم مهتابیست

 

مرگ پایان کسی نیست

عبوری ست لطیف

از جهانی همه درد و همه رنج

پیش یک یار عزیز

خانه از زمزمه یاد تو خاموش مباد

عکس لبخند تو در قاب دلم مهتابیست

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/23  |
 به یاد پدرم
پنج شنبه  ساعت ۱۲:۳۰ شب من گوهر زندگیم رو از دست دادم و روز شنبه مصادف با عید غدیر سرور زندگیم به خاک سرد به امانت گذاشته شد.تا روزی من هم در کنار او آرام بخوابم.پدر بی جانم اگر نمی توانست در آرامگاه اش با من حرف بزند اما وجودش به من اطمینان داد که منتظر دخترش می ماند.این روزها را به سختی می گذرانم و هر ساعت برام به اندازه یک عمر به پایان می رسد.الان عکس و خاطره های زیبای او چشمانم را نوازش می دهد و می گذارد آرام آرام  در خلوت خود گریه کنم.پدر عزیزتر از جانم من همیشه ستایش ات می کنم.
|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/16  |
 راز موفقیت شخصیت های ماندگار

 

# در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني. (چارلي چاپلين)

# تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي،‌ ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي. (گابريل گارسيا مارکز)

# پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی. (مهاتما گاندی)

# زن عاقل به تربيت همسرش همت مي گمارد  و مرد عاقل مي گذارد  كه زنش اورا تربيت كند.( مارك تواين)

# شايد مانند كودكي باشيم كه در كنار دريا با سنگ ريزه ها و صدفهاي زيبا بازي مي كند اما غافل از آنيم كه دريايي بس بزرگ و اقيانوسي بي كران در مقابل ديدگانمان وجود دارد كه در اعماق آن اسرار عظيم و شگفت انگيز نهفته است. (نيوتن)

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/04  |
 تاریخچه درخت کریسمس

 

سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمیگردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب میساختند و آنرا با شاخه های درختان همیشه سبز و شمع تزیین میکردند.

به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841، انگلستان، پرنس آلبرت (Prince Albert)، شوهر ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور (Windsor) و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.

واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت میپرداختند. در سالهای 1850، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.

بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب میدانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال 1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.

در حدود سالهای 1890، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد میشد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که ار.پاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده میکردند در حالی که آمریکاییان درختی را میپسندیدند که تا سقف خانه برسد.

در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین میکردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه میدادند.

کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس میرفتند.

در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپر- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده میشد.

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/04  |
 خدا همه جا هست
كودكي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي كرد زني در حال عبور او را ديد . او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و كفش خريد و گفت: مواظب خودت باش كودك پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط يكي از بنده هاي خدا هستم كودك گفت:مي دانستم با او نسبت داريد.http://www.pmt00.blogfa.com/
|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/04  |
 خاتمي مي آيد
كانديد شدن خاتمي براي رياست جمهوري قطعي شده است.

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/04  |
 بودجه 87 دقيقه نودي شد
رييس‌جمهوري قول داده بود كه به دليل انتخابات مجلس اول آذر، لايحه بودجه 87 را تقديم مجلس كند تا نمايندگان در يك شرايط مناسب مفاد بودجه را بررسي نمايند، اما اكنون 4 روز از ماه دي گذشته و خبري از لايحه بودجه نيست. ادامه اين تاخيرها تا پايان دي سبب مي‌شود نمايندگان فقط 14 روز براي بررسي بودجه وقت داشته باشند، چراكه 24 اسفند زمان انتخابات مجلس مي‌باشد و نمايندگان 10 روز قـبـل از ايـن تـاريـخ بـه حـوزه‌هاي انتخابيه خود مي‌روند تا بتوانند مجددا راي جمع كنند. به هر ترتيب اگـــر دولــت دوبــاره در امــور خــود سـهــل‌انـگــاري كند،‌نمايندگان مجبورند كليات بودجه را تصويب و يك دوازدهم آن را در اختيار دولت قرار دهند تا دولت نهم در سال 87 بي‌پول نباشد. از طرفي اواسط آذرماه سير انتقادات نمايندگان مجلس آغاز شده زيرا دولت خلف وعده كرده و بودجه را سروقت تقديم مجلس نـكـرده اسـت. ايـن اقـدام دولـت سـبـب مـي‌شـود كـه نـمـايـنـدگـان نـتوانند بند‌هاي بودجه را به طور كامل بررسي و بودجه دستگاه‌ها را به صورت كارشناسي كـنـكـاش كـنـنـد. لـذا طـبـق نظر تحليلگران اقتصادي بودجه سال آينده با نقطه ضعف‌هاي متعددي روبه‌رو خـواهـد شـد و بـرخـلاف ادعـاهاي دولتي‌ها مبني بر انـقـبـاضـي بـودن بـودجـه، بودجه 87 كاملا انبساطي مي‌باشد و نرخ تورم در سال آتي به بيش از 24 درصد خواهد رسيد چراكه دستگاه‌ها و شركت‌هاي دولتي بنا به قدرت چانه‌زني خود مي‌توانند از وزارتخانه‌ها بودجه بگيرند. اين موضوع سبب مي‌شود فقط گروه خـاصـي از مـردم افـزايـش نقدينگي داشته باشند.
|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/04  |
 درس بزرگی که باید از اسب ها آموخت!!

 

روزي اسب كشاورزي داخل چاه افتاد . حيوان بيچاره ساعت ها به طور ترحم انگيزي ناله مي كرد.

بالاخره كشاورز فكري به ذهنش رسيد . او پيش خود فكر كرد كه اسب خيلي پير شده و چاه هم در هر صورت بايد پر شود . او همسايه ها را صدا زد و از آنها درخواست كمك كرد . آن ها با بيل در چاه سنگ و گل ريختند.

اسب ابتدا كمي ناله كرد ، اما پس از مدتي ساكت شد و اين سكوت او به شدت همه را متعجب كرد. آنها باز هم روي او گل ريختند. كشاورز نگاهي به داخل چاه انداخت و ناگهان صحنه اي ديد كه او را به شدت متحير كرد.

با هر تكه گل كه روي سر اسب ريخته مي شد اسب تكاني به خود مي داد ، گل را پا يين مي ريخت و يك قدم بالا مي آمد همين طور كه روي او گل مي ريختند ناگهان اسب به لبه چاه رسيد و بيرون آمد .

زندگي در حال ريختن گل و لاي برروي شماست . تنها راه رهايي اين است كه آنها را كنار بزنيد و يك قدم بالا بياييد. هريك از مشكلات ما به منزله سنگي است كه مي توانيم از آن به عنوان پله اي براي بالا آمدن استفاده كنيم با اين روش مي توانيم از درون عميق ترين چاه ها بيرون بياييم .

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/03  |
 شیرینی مرگ

 

مي دوني وقتي خدا داشت بدرقت ميکرد بهت چي گفت؟

گفت: جايي که داري ميري مردمي داره که ميشکننت، نکنه غصه بخوري.

من همه جا باهاتم. تو تنها نيستي.

توی کوله بارت عشق ميزارم که بگذري،

قلب ميزارم که جابدي، اشک مي دم که همراهيت کنه،

و مرگ که بدوني برميگردي پيشم.......

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/03  |
 تفسیر استادانه عشق و ازدواج

 

شاگردي از استادش پرسيد : عشق چيست؟

استاد در جواب گفت : به گندمزار برو و پرخوشه ترين شاخه را بياور . اما در هنگام عبور از گندمزار ، به ياد داشته كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني.

شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت . استاد پرسيد : چه آوردي؟

شاگرد با حسرت جواب داد : هيچ ! هر چه جلو مي رفتم ، خوشه هاي پر پشت تر مي ديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين ، تا انتهاي گندمزار رفتم . استاد گفت : عشق يعني همين !

شاگرد پرسيد : پس ازدواج چيست ؟ استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلند ترين درخت را بياور . اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي!

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت . استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت : به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم ، انتخاب كردم . ترسيدم كه اگر جلو بروم ، باز هم دست خالي بگردم .

استاد باز گفت : ازدواج هم يعني همين !!

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/03  |
 داستان مداد سفید

 

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند ... به جز مداد سفيد ... هيچکس به اون کار نمي داد

همه مي گفتند تو به هيچ دردي نمي خوري ... يه شب که مداد رنگي ها توي سياهي کاغذ گم شده بودند ... مداد سفيد تا صبح کار کرد... ماه کشيد ... مهتاب کشيد ... و اونقدر ستاره کشيد که کوچيک و کوچيک و کوچيکتر شد...

صبح توي جعبه ي مداد رنگي، جاي خالي اون با هيچ رنگي پر نشد........

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/03  |
 جهان سوم از نگاه پرفسور حسابي

 

روزي در آخر ساعت درس، يک دانشجوي دوره دکتراي نروژي سوالي مطرح کرد:" استاد شما که از جهان سوم مي آييد، جهان سوم کجاست؟"

فقط چند دقيقه به آخر کلاس مانده بود من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم که روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي کنم.

به آن دانشجو گفتم: "جهان سوم جايي است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش خراب مي شود،

و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملکتش بکوشد."

 

"به نقل از پرفسور حسابي"

|+| نوشته شده توسط رویا در 86/10/03  |
 
 
بالا
hr color="White">

 Tehran Forecast